تبليغاتX
.•**•..•*فریاد سکوت*•..•**•









ما کودکان ایرانیم

ما کودکان ایرانیم          مادر خویش را نگهبانیم

همه از پشت کیقباد و جمیم         همه از نسل پور دستانیم

زاده کوروش و هخامنشیم           پسر مهرداد و فرهادیم

تیره اردشیر ساسانیم

ملک ایران یکی گلستان من است        ما گل سرخ این گلستانیم

کجا رفت آن فره ایزدی؟ کجا رفت آن کوروش دادگر؟کجا رفت کمبوجی نامور؟

(ملک الشعرای بهار)

توجه توجه

نشون بدید که ایرونی هستید

درود بر همه شما ایرانیان عزیز که در گوشه گوشه این جهان پهناور زندگی می کنید

امروز همه ما بر این شاهدیم که به نوعی تاریخ ما رو به نابودی میرود چه از نظر شناخت

اسطوره هایی مثل کوروش و داریوش و ... و چه از نظر حفظ میرات تاریخی که حتما آگاه هستید

مثل تخریب روز به روز پاسرگاد  تخت جمشید و جریان این سد(سیوند) که بهانه جدیدی برای نابودی تاریخ ایران

و همینطور ایران دوستان است ولی بنظر من همه ما به خصوص کسانی که در زمینه اطلاع رسانی دستی به قلم دارند

همینطور وبلاگ نویسان تاریخی و ... باید دست در دست هم دهیم و جلوی هر کسی که بخواد کوچکترین لطمه ای به تاریخ ما و میراث آن وارد کند بایستیم

مخصوصا در این روزها که به ایران ننگ نقض حقوق بشر را می چسبانند

بله باید مثل سرو بایستیم

 برای این کار نیاز به داد و فریاد وجنجال نیست ما می تونیم ...

و بهترین راه در پایی جشن های ایران باستان است و برای شروع خوب است که...

جشن با شکوهی برای بنیان گذار حقوق بشر یگانه مرد تاریخ ایران و جهان کوروش بزرگ برگذار کنیم



نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386 ساعت 22 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


کتابهای تاریخی رایگان (گوشه ای از گنجینه ایران)

آینده باشکوه ایران زمین –ارشام پارسی
دانلود
روزهای ایران زمین–ارشام پارسی
دانلود

نیایش پارسی برای درگذشتگان–ارشام پارسی
دانلود
واژه نامه اوستایی – پهلوی–ارشام پارسی
دانلود
فره وشی و فروهر های ایران زمین–ارشام پارسی
دانلود

شیر زنان تاریخ ایران–ارشام پارسی
دانلود

زمان جشنهای ایران زمین–ارشام پارسی
دانلود
منشور آریارمن–ارشام پارسی
دانلود
منشور حقوق بشر کورش–ارشام پارسی
دانلود
منشور سازمان ملل متحد–ارشام پارسی
دانلود
چرا داریوش بزرگ ؟ –ارشام پارسی
دانلود
کلمات قصار و نسکهای پهلوی–ارشام پارسی
دانلود

جمشید شاه و سکولاریزم–ارشام پارسی
دانلود

آنچه هر ایرانی باید بداند–ارشام پارسی
دانلود

کورش بزرگ و جهانیان–ارشام پارسی
دانلود
اسناد خلیج فارس - الخلیج الفارسی–ارشام پارسی
دانلود
میهن چیست ؟ –ارشام پارسی
دانلود

گنجینه کتابهای پارسی–ارشام پارسی
دانلود

مهر ایرانی –ارشام پارسی
دانلود
برخی آداب و رسوم ایرانیان راستین–ارشام پارسی
دانلود
درفش شکوهمند ایران زمین –ارشام پارسی
دانلود

چهارشنبه سوری در شهرهای مختلف ایران–ارشام پارسی
دانلود



نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386 ساعت 22 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


بدون شرح

به دانشگاه تورنتو کانادا

به شهرزاد مجاب مسئول دپارتمان مطالعات زنان تورنتو کانادا

 

20.07.2007

 

 

ما بخشی از زندانیان سیاسی سابق، برگزارکننده گان دومین «گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی درایران» هستیم که در آگوست 2007 در شهر کلن آلمان برگزار خواهد شد. بر اساس مشاهدات و تجربیاتی که هر یک از ما، سال های طولانی در زندان های جمهوری اسلامی داشتیم، مصرانه معتقدیم و اثبات خواهیم کرد که کتاب "زندانی تهران" نوشته تواب مارینا نمت، نه تنها واقعیت های زندان های جمهوری اسلامی را واژگونه جلوه می دهد بلکه افسانه ای است غیر واقعی و تخیلی. هدف کتاب "زندانی تهران" مخدوش کردن، لوث کردن و بی اعتبار کردن چهره زندانیان سیاسی، مبارزات و مقاومت آنان در زندان های جمهوری اسلامی است. فراتر از آن، این کتاب اهانت آشکاری است به مردم ایران و خانواده های هزاران زندانی سیاسی که در زندان های جمهوری اسلامی اعدام شده اند.

 

ما مصرا خواهان توقف بی درنگ و سریع حمایت و تبلیغ دانشگاه تورنتو و به ویژه بخش مطالعات زنان به عنوان یک نهاد علمی از کتاب مزبوربوده و همچنین خواهانه انتشار نامه سرگشاده و عمومی در این مورد هستیم. برای روشنگری اذهان عمومی، ما خواهان مشخص شدن مسئولینی که انتشار"کتاب زندانی تهران" را به عنوان یک کتاب مستند و مبتنی بر واقعیات مورد تائید قرار داده اند می باشیم.

 

ما مصرانه می خواهیم که تمامی تبلیغات مربوط به کتاب "زندانی تهران" از کلیه صفحات اینترنتی دانشگاه تورنتو بی درنگ برداشته شده و نامه اعتراضی و سرگشاده ما در صفحه اینترنتی "خاطرات، خاطرات و هنر زنان زندانی سیاسی ایران" منتشر شود.

 

ما خواهان پاسخ مسئولانه و رسمی دانشگاه تورنتو، به اعتراض ما زندانیان سیاسی سابق جمهوری اسلامی هستیم. با امید به این که، در آینده با دقت و هوشیاری بیشتری در این موارد اقدام شده تا از خدشه دارشدن اعتبار علمی دانشگاه اجتناب گردد.

 

برای توضیحات بیشتر در این مورد می توانید با خانم عزیزه شاهمرادی تماس حاصل نمائید.

 

azizehsh@yahoo.com

 

با احترام

گروه کاری زنان سمینار: مرجان افتخاری، مژده ارسی و عزیزه شاهمرادی

 



نوشته شده در یکشنبه 21 مرداد1386 ساعت 20 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


سرود ملی

سلام دوستان عزیزم

بی مقدمه میرم سر اصل مطلب

زنده بادا شاه شاهان

پاینده کشور به فرش جاودان

که از پهلوی شد ملک ایران

سد ره بهتر از عهد باستان

از دشمنان بودی پریشان

در سایه اش ایران آسوده

ایرانیان پیوسته شادان

همواره  یزدان  بود او را نگهبان

 

ای پرچم خورشید ایران

پرتو افکن بر روی  این جهان

یادآور از آن روزگاری

کاسود از برق تیغت بر کران

در سایه ات جان میفشانیم

از دشمنان جان می ستانیم

ما وارث ملک کیانیم

همیشه شاهیم وطن را از دل و جان

 

بودیم و هستیم پیرو حق

جز حق هرگز نخواهیم از جهان

با شاه پرستی مملکت را

داریم از دست دشمنان در امان

ما پیرو کردار نیکیم

روشن دل از پندار نیکیم

رخشنده از گفتار نیکیم

شد زین فضایل بلند آوایش ایران

 

شادی و رامش نیاکان ایران زمین و آریا مهر محمد رضا شاه فقید . ایدون باد.

پاینده و جاوید باد ایران



نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386 ساعت 14 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


18 تیر

18 تیر یادآور کدام خاطره بود !؟ 

18 تیر اگر در راستای هدفمند پیش می رفت شاید نتایج آن پس از گذشت 8 سال برای ما مفید بود . آن خاطره ی تلخ را ما برای خود ساختیم ، شاید اگر عاقل تر بودیم نه کسی زندان می رفت و نه کسی کشته می شد . ما باید قبول کنیم نفس قیام به انحراف کشیده شد ،شعارها به بیراهه رفت . آیا همیشه آزادی با انقلاب همراه است ؟ آیا نمی شود راه را با اصلاحات و منطق صحیح تر پیش برد ؟

البته کسی نمی تواند منکر بزرگی قیام 18 تیر شود اما صد افسوس ...

امیدوارم که جوانان ما در پی راهی باشند که با اندیشه های خود قیام کنند و انقلاب فکری بر پا کنند . در سال 57 انقلابی که انجام شد ما را به اندازه کافی عقب انداخت ، اکنون ما دیگر مجالی برای عقب افتادن نداریم یعنی نمودار پیشرفت جهان به گونه ای شده که ثانیه ای که می گذرد نسبت به ثانیه قبل فاصله زیادی دارد . قطعا سال 2007  نسبت به سال 1978 قابل مقایسه نیست .

با این تفاسیر بهتراست از خود بپرسیم آیا انقلاب می تواند راه عاقلانه باشد ؟

متاسفانه کانالهای سیاسی تلویزیونی خارج از کشور سعی در انحراف تفکر جوانان داخل کشور دارند ، پر واضح است کسی که سرمایه ی خودش را بصورت جیره بندی در سفره اش

نمی بیند و از درد مردم دوربوده است نمی تواند در باره ی این مردم اظهار نظر کند، می تواند ؟ کسانی که در خارج کشور بدون هیچ دغدغه ای زندگی آسوده و راحت خود را دارند و حقوقشان سر موعد پر داخت می شود اصلا حق دخالت و بحث در مورد مسائل داخل کشور را ندارند .

 

تنها این جوانان هستند که می توانند سرنوشت خود را خود تعیین کنند و این کار جز با تفکر عاقلانه و نگاه باز نسبت به مسائل موجود در پیرامونشان امکان پذیر نیست .

 

به امید یک ایران ایرانی !

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic


نوشته شده در پنجشنبه 4 مرداد1386 ساعت 12 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


روزانه تهران جنوب:

عباس حکیم زاده دانشجوی دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد

عباس حکیم زاده دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه امیرکبیر و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان که پیش از این نیز به تعلیق از تحصیل محکوم گردیده بود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

شب گذشته نیروهای امنیتی با یورش به خانه پدری وی، او را بازداشت کرده و بعد از ساعت ها تفتیش خانه و ساکنان آن ، کامپوتر شخصی عباس حکیم زاده را نیز با خود برده اند.

گفته می شود عباس حكيم‌‏زاده که به تازگی ستون فقرات خود را عمل جراحي كرده است هم اینک از مشكلات شدید حركتي رنج می برد و بازداشت ایشان نگرانی های بسیاری را موجب گردیده است.



نوشته شده در پنجشنبه 4 مرداد1386 ساعت 12 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


اعتراض به فیلم ضد ایرانی 300

اگر ايران به جز ويران‌سرا نيست؛ *** من اين ويران‌سرا را دوست دارم.

اگر تاريخ ِ ما افسانه‌رنگ است؛ *** من اين افسانه‌ها را دوست دارم.
 
نواي ِ ناي ِ ما گر جان‌گداز است؛ *** من اين ناي و نوا را دوست دارم.
 
اگر آب و هواي‌َش دل‌نشين نيست؛ *** من اين آب و هوا را دوست دارم.
 
به شوق ِ خار ِ صحراهاي ِ خشک‌َش، *** من اين فرسوده‌پا را دوست دارم.
 
من اين دل‌کش زمين را خواهم از جان *** من اين روشن‌سما را دوست دارم.
 
اگر بر من ز ايراني رود زور، *** من اين زورآزما را دوست دارم.
 
اگر آلوده‌دامانيد، اگر پاک! *** من اي مردم، شما را دوست دارم

 کوروش تنها پادشاهی است که در هر سه کتاب آسمانی مورد ستایش خداوند قرار گرفته است. من از اینکه در تاریخ کشورم چنین کسانی بوده اند به خود می بالم و از خود مي پپرسم ما به عنوان نگاهبانان اين فرهنگ كهن چه کرده ايم وچرا نظاره گر به زير اب رفتن آرامگاه اين مرد بزرگ توسط سد سيوند هستيم.

در این خاک زر خیز ایران زمین  ********** نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و راد بود  ********کزان کشور آزاد و آباد بود

بزرگی به مردی و فرهنگ بود *********گدائی در این بوم و بر ننگ بود

از آن روز دشمن به ما چیره گشت******* که ما را روان و خرد تیره گشت

از آن روز این خانه ویرانه شد ********که نان آورش مرد بیگانه شد

(حکیم فردوسی)



نوشته شده در سه شنبه 2 مرداد1386 ساعت 14 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


به کورش چه خواهیم گفت؟

و در آخر اين شعر رو تقديم ميكنم به تمام متمدنين فلات ايران زمين
  

به كوروش چه خواهيم گفت؟             اگر سر برآرد  ز خاك             اگر باز پرسد ز ما             چه شد دين زرتشت پاک؟!

چه شد ملک ايران زمين ؟!                کجايند مردان اين سرزمين ؟!           به کوروش چه خواهيم گفت؟       اگر ديد و پرسيد از حال ما

چه کرديد بُرنده شمشير خوش دستتان          کجايند ميران سر مستتان ؟!                چه آمد سر خوي ايران پرستي؟!

چه کرديد با کيش يزدان پرستي ؟!              به شمشير حق ، نيست دستي              که بر تخت شاهي بنشسته است

چرا پشت شيران بشکسته است           در ايران زمين شاه ظالم کجاست؟!        هوا خواه آزادگي ، پس چرا بي صداست ؟!

چرا خامش و غم پرستيد، هاي ؟!!!         کمر را به همت نبستيد، هاي ؟!              چرا اينچنين زار و گريان شديد؟!

سر سفره خويش مهمان شديد                چه شد عِرق ميهن پرستيتان؟!              چه شد غيرت و شور و مستيتان ؟!

سواران بي باک ما را چه شد؟!                 ستوران چالاک ما را چه شد؟!                چرا مُلک تاراج مي شود ؟!

جوانمرد محتاج مي شود                         چرا جشنهامان شد عزا؟!                       در آتشکده نيست بانگ دعا

چرا حال ايران زمين نا خوش است؟!        چرا دشمنش اينچنين سر کش است ؟!    چرا بوي آزادگي نيست، واي؟!!!

بگو دشمن ميهنم کيست، هاي ؟!!        بگو کيست اين ناپاک مرد؟!                  که بر تخت من اينچنين تکيه کرد

              که تا غيرتم باز جوش آورد                          ز گورم صداي خروش آورد

                 به کوروش چه خواهيم گفت؟                               اگر سر بر آرد ز خاک 
                          



نوشته شده در سه شنبه 2 مرداد1386 ساعت 14 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


وای بر ما

اسکندر آتش زد، اين ها ويران می کنند....!

 

واي بر ما اگر كاري نكنيم....!

 

چگونه جواب كورش را بدهيم....؟



نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت 4 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


وصیتنامه داریوش بزرگ

اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .

ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .

هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.

كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .

اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .

توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .

امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .

همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .

بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .

بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .



نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت 4 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


پليس فرانسه کودک 19ماهه ايراني را زنداني کرده است

پليس فرانسه در اقدامي غيرانساني پس از زنداني کردن يک زوج ايراني ، کودک 19ماهه را نيز زنداني کرد و گردن او را شکست.

به گزارش جام جم ، چند روز پيش مسوولان سفارت ايران در کشور فرانسه ، به طور مخفيانه نامه اي از يک تبعه ايراني از زندان «شهر پرينيان» دريافت کردندکه نشان مي داد، پليس اين کشور پس از دستگيري يک زوج ايراني و برخلاف قوانين بين المللي ، کودک 19ماهه ايراني به نام عباس فيوجيان را نيز زنداني کرده است.

با بررسي و تحقيق در اين زمينه معلوم شد، پليس پس از دستگيري اين زوج ايراني ، کودک 19ماهه آنها را از والدين خود جدا کرده و پس از مدتي بر اثر اهمال و بي توجهي ماموران مراقب ، اين کودک دچار حادثه شده و گردن او شکسته است و سپس به چند بيمارستان انتقال يافته تا معالجه و سپس به ايران منتقل شود.

پس از زنداني شدن زوج ايراني ، مرد زنداني که پس از 6ماه بي صبرانه در انتظار ملاقات با همسر و فرزند خردسالش بود، در روز ملاقات وقتي از دور، فرزندش را کنار همسر خود مشاهده نکرد، شروع به فرياد و ضجه کرد که در نتيجه پليس فرانسه به وي حمله ور شد و پس از ضرب و شتم او را به 10روز زندان انفرادي محکوم کرد.

سرنوشت مبهم کودک ايراني

يک مقام آگاه در اين باره به خبرنگار ما گفت: اين رفتار پليس فرانسه برخلاف تمامي قوانين و قواعد بين المللي از جمله قانون حمايت از حقوق کودکان در سال 1989نيويورک است.
اخبار رسيده حاکي است ، کودک 19ماهه ايراني در شرايط بد جسمي و روحي به سر مي برد؛ به گونه اي که پزشکان ، معالجه يکساله را براي او تجويز کرده اند. پس از اطلاع مسوولان سفارت ايران در کشور فرانسه و درخواست هاي مکرر براي ملاقات کودک آسيب ديده و خانواده او، با اين درخواست مخالفت شده است و براي سرپوش گذاشتن بر اين رفتار غيرانساني آنها حتي اجازه مطالعه پرونده پزشکي کودک را به پزشک معتمد سفارت نمي دهند.

حقوق بشر اروپايي

کودک 19ماهه ايراني اکنون با سرنوشت مبهم خود به دور از والدين خود، شديدترين لطمات روحي و جسمي را تحمل مي کند. اين اتفاق ناخوشايند در کشوري رخ داده است که آنها مدام فرياد حقوق بشر سرمي دهند و به اين بهانه سعي مي کنند چهره اي موجه از خود در مقابل چشم جهانيان ترسيم کنند، اما اکنون با زنداني شدن کودک 19ماهه ايراني بايد کدامين حقوق بشر را دستاويز قرار داد و از داعيان دروغين حقوق انسان هايي که حتي به يک کودک نيز رحم نمي کنند، به کدام سازمان بايد شکايت برد.

همين چند وقت پيش ، در پي ربوده شدن يک کودک پرتغالي ، تمام اروپا بسيج شد تا او را بيابد و آدم رباها را به اشد مجازات محکوم کند، اما عباس فيوجيان (کودک ايراني) اکنون ماهها به دور از نوازش والدين خود زنداني شده است تا سياهي موي او کوس رسوايي مدعيان نژاد پرست دروغين حقوق بشر را به صدا درآورد.



نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386 ساعت 4 توسط !فرزند کورش!
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


نامه احمدی نژاد به بوش

حضور محترم برادر گرامی جناب آقای جرج بوش

با درود بیکران به روح پر فتوح بنیانگذار آمریکا حضرت ابراهام لینکلن و با سلام و احترام به روان پاک شهدای ویتنام و جنگ با سرختپوستان و همچنین کشته شده های سونامی و دیگر سیلزده های روستاهای امریکا- اینجانب محمود احمدی نژاد فرزند احمد متولد ۱۳۴۸ شماره شناسنامه ۴۵۶ صادره از گرمسار وکالت بلا عزل از سوی مقام معظم رهبری حضرت آیت الله امام خامنه ای (سه تا صلوات) دارم تا به شما نامه بنویسم و شما را از حمله به ایران و نابودی نظام مقدس جمهوری اسلامی منصرف کنم و شما را به صلح و صفا و دوستی و برابری و برادری و اینجور چیزای غربزدگی دعوت کنم.

برادر جرج!

بیایید با هم آشتی کنیم. قهر کار بچه هاست. هرچه بوده تمام شد. ما یه خورده خامی کردیم و یه حرفایی زدیم شما بیخودی جدی گرفتید. بجان شما قضیه غنی سازی و کیک زرد همش خالی بندی بود. فکر میکردیم شما عقب نشینی میکنید. اصلا همه این سینی کیک زرد که خریدیم مال خودتون. ما نخواستیم. خوبه؟ راحت شدید؟

جرجی جان! نکند یه بار گول اون خانوم کاندولیزارایس را بخوری و دستور حمله بما رو بدی. ما میتونیم با هم رفیق باشیم. ما میتونیم به شما در همه زمینه ها کمک کنیم. مثلا میتونیم برادران بسیجی مون را بفرستیم آمریکا برایتان اورانیوم غنی کنند. ما میتوانیم دستاوردهای منحصر بفرد علمی خودمان را در زمینه کیک زرد و شله زرد را در اختیار دانشمندان شما قرار دهیم. اصلا میتوانیم برایتان ژاندارم خلیج فارس بشیم تا هرکس بدون مایو توی خلیج فارس شنا کرد دستگیرش کنیم و تحویل شما بدهیم.

آقا جرج! بجای این همه فحش و دعوا بیا دست خانم بچه ها را بگیر همین جمعه ناهار تشریف بیارید منزل ما. یه لقمه نون و پنیر با هم بخوریم و دور هم جمع باشیم. اگه دوست داشتی خانم بچه ها را یه خورده زودتر بیار بزار منزل ما تا من و شما با هم بریم نماز جمعه. میریم اون صف اول میشینیم که تلویزیون ما را زیاد نشون بده. بعد میریم جلو لانه جاسوسی یه خورده شعار میدیم و برمیگردیم خونه. نهاری رو با هم میزنیم. بعد یه چرت بعد از غذا. بعدش هم فیلم سینمایی بعد از ظهر جمعه رو از صداو سیما نگاه میکنیم. عصر وقتی هوا خنک شد خواستید میتونید تشریف ببرید.

آقا جواد! (همان جرج سابق) خدای نکرده از دست من دلخور نباشی ها. من اگر گفتم اسرائیل باید حذف شود بجون بچه هات شوخی کردم. ماشالله خودت فهمیده هستی و سرت تو حساب و کتابه. میدونی که ما اگه این حرفا رو نزنیم چطوری مملکت رو اداره کنیم؟

ببین جرجی جان!اگر هم یه زمانی هوس کردی که به ما حمله کنی بالاغیرتن از قبل یه ندا به ما بده که زود دربریم و زیر دست و پا له نشیم. چاکرتیم به مولا.

جواد آقا! منتظرتم روز جمعه. یادت نره. با خانم بچه ها. تعارف نمیکنم. حتما تشریف بیارید. قدم تون رو چشم.



نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386 ساعت 13 توسط !فرزند کورش!
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


چو ایران نباشد تن من مباد

* * *

Inscription on columns of Murghab (Pasargadae) in cuneiform

adam : Kûrush : xshâya I am Cyrus the King,
thiya : Haxâmanishiya an Achaemenian

و به این ترتیب سرزمین پهناور، زیبا و پر برکت ما ایران زمین
به خواست ایزد بزرگ اهورا مزدا پایه گذاری شد
 

Iran at its Zenith during the reign of Dariush


Iran Today

منم کورش که بنیاد امپراتوری پارس را نهادم.
این یک وجب خاکی که جسد مرا روی گرفته از من مذایقه نکن

سنگ نبشته آرامگاه کورش

گفته شده که پس از این که اسکندر مقدونی تمام کشورها را پیروز شده بود،
در جلو مقبره کورش ایستاد و به او تعظیم نمود



نوشته شده در شنبه 19 خرداد1386 ساعت 13 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


ایران سرزمین تمدن

ايران در رديف کهن ترين تمدن های جهان قرار دارد و به همين دليل و نيز به خاطر وجود آب و هوای متنوع و جاذبه های طبيعی زيبا و متعدد از مهمترين مراکز جهانگردی دنيا به حساب می آيد و از ميان مکانهايی که يونسکو در جهان آنها را به عنوان " ميراث تمدن جهانی " به رسميت شناخته و ثبت کرده است پنج مکان در ايران قرار دارد :

تخت سليمان (محوطه باستانی شامل آتشکده آذر گشسب در دوره ساسانی) در تکاب آذربايجان غربی  -

تخت جمشيد (ويرانه های پايتخت ايران در 2500 سال پيش) در مرودشت  -
ميدان نقش جهان (مجموعه بناهای مذهبی ، دولتی عهد صفويه ) در مرکز شهر اصفهان-
معبدچغازنبيل (شهر سلطنتی عيلامی ها در 3 هزار سال پيش ) در هفت تپه-

گنبد سلطانيه (بلندترين گنبد جهان ) در شهرستان خدابنده در زنجان-

 

از مهمترين و مشهورترين نقاط تاريخی و ديدنی ايران نيز می توان

 

حرم امام رضا (ع) (هشتمين امام شيعيان جهان ) در مشهد-
مسجد شيخ لطف الله (يکی از شاهکارهای معماری اسلامی در دوره صفويه ) در اصفهان  -
کليسای وانک ( يکی از زيباترين کليساهای ايران ) در اصفهان -
آتشکده يزد (بزرگترين و قديمی ترين عبادتگاه زرتشتيان ) در يزد -
ارگ بم (بزرگترين بنای خشتی جهان ) در بم-
معبد آناهيتا (معبد سنگی عصر اشکانيان ) در کرمانشاه -
قلعه فلک الافلاک (قلعه بزرگ نظامی دوره ساسانيان ) در لرستان-
طاق بستان (از بناهای سنگی دوره ساسانيان ) در کرمانشاه -
پاسارگاد (مقبره کورش سر سلسله پادشاهی هخامنشی در ايران ) در مرودشت-
نقش رستم (بزرگترين بنای سنگی عصر ساسانيان ) در نزديکی شيراز-
  سی و سه پل (از شاهکارهای معماری عهد صفويه )  در اصفهان-
 بنای شمس العماره (کاخ سلطنتی پادشاهان قاجار ) در تهران-
تله کابين توچال ( بزرگترين تله کابين جهان ) در تهران -
  آرامگاه فردوسی در طوس-
 آرامگاه عطار در نيشابور-
( آرامگاه حافظ (حافظيه  در شيراز-
( آرامگاه سعدی (سعديه  در شيراز-
( آرامگاه قابوس بن وشمگير (رفيع ترين برج آجری جهان  در گنبد کاوس-
  آرامگاه خيام  در نيشابور -
 آرامگاه ابن سينا در همدان-
 باغ نادری در مشهد-
 آرامگاه کريم خان زند در شيراز-
 آرامگاه باباطاهردر همدان -
   پل خواجو در اصفهان -
   ارگ بم در بم -
  را نام برد . همچنين  
،  برج طغرل در شهر ری ، باغ فين کاشان ، بازار تهران،  
، مسجد وکيل در شيراز ،  باغ شازده در ماهان، باغ ارم شيراز، 

ارگ کريمخانی در شيراز، مسجد گوهرشاد در مشهد، مسجد آقا بزرگ کاشان،

مسجد امير چخماق در يزد،  کاخ گلستان در تهران، دروازه قرآن در شيراز،

 مسجد امام خمينی در اصفهان و .... از ديگر نقاط ديدنی ايران محسوب می شوند.


:
مهمترين نقاط طبيعی ديدنی ايران نيز عبارتند از
قله دماوند در شمال شرق تهران -
 
غار علی صدر در همدان-
 دشت لاله های واژگون در دامنه قله دنا-
 جنگل گلستان در بجنورد-
  کوير لوت در مرکز ايران-
درياچه اروميه در منطقه آذربايجان -
  مرداب انزلی در بندر انزلی-
 دشت لار در کوهپايه دماوند-
همچنين گردشگران خارجی و ايرانی که به شهرهای مختلف کشور سفر می کنند ، اجناس گوناگونی را به عنوان يادگار     :سفر خود و يا سوغاتی برای بستگان و آشنايان تهيه می کنند که برخی از عمده ترين آنها عبارتند از

زعفران ، زيره ، پشمک ، گز ، سوهان ، انواع شيرينی و شکلات ، عرقيات ، شيرين بيان ، پسته ، خاويار ، خرما ، گلاب، فرش و گليم و زيلو ، صنايع دستی ، ظروف خاتم ، تابلوهای معرق و مينياتور ، ظروف سفال و آبگينه ، فيروزه ، مرواريد ، عقيق ، کالاهای چرمی و البسه و ...

در ايران موزه های بسياری وجود دارند که تمدن و فرهنگ و تاريخ ايران و جهان را به نمايش گذارده اند .

:برخی از مهمترين اين موزه ها عبارتند از

 موزه ايران باستان در تهران-
 موزه آبگينه و سفالينه در تهران-
موزه تاريخ طبيعی در تهران -
 موزه چهلستون در اصفهان-
 موزه حمام گنجعلی خان در کرمان-
 موزه فرش در تهران-
  مجتمع موزه های سعد آباد در تهران-
 موزه مردم شناسی در تهران-
موزه هنرهای زيبا در تهران -
موزه پست در تهران -
موزه جواهرات ملی در تهران -
 موزه هنرهای معاصر در تهران-
مجموعه فرهنگی آزادی در تهران -


در سال 1384 ، 239 سينمای فعال با گنجايش 130247 تعداد صندلي در ايران وجود داشته است. همچنين استان تهران با 72 و استان كهگيلويه و بويراحمد با 1 سينما به ترتيب بيش‌ترين و كمترين تعداد سينما را به خود اختصاص داده‌اند. در اين سال   49 فيلم سينمايی در کشور تهيه شده است .

 در سال 1384، تعداد 3261 عنوان مطبوعات چاپ و منتشر شده است، كه از اين تعداد 2046 عنوان در تهران و 1215 عنوان در ساير شهرها منتشر شده است. همچنين در سال  مذکور  1641 کتابخانه وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سطح کشور داير بوده است .




نوشته شده در شنبه 19 خرداد1386 ساعت 13 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت


بيوگرافی احمدی نژاد

به نام خدا

درراستای این که جناب اقای دکتر احمدی نژاد درحال حاضرپادشاهی اسلامی ایران (چون ایشان دموکراسی راقبول ندارندگفتیم پادشاهی)به عهده دارندگفتیم که یک بیوگرافی کامل اززندگی ایشان ازبدوتولد تا حال حاضر را دراختیارشما قراردهیم.این بیوگرافی حتما احساسات شما ملت عزیزرا میترکاند(ازبس این مردعجیب غریبه).البته بیوگرافی ازجایی دیگر به دست من رسیده است که من هم وظیفه میدانم ان را دراختیارتان قراردهم.این بیوگرافی حاصل تلاش وتحقیق اقای سید ابراهیم نبوی برادرعزیزمیباشد.درابتدای نوشته هم ابتدامقدمه نویسنده امده است:

به رجایی ثانی رای بدهید تا ایران حکومت جهان را در دست بگیرد. اگر رجایی نیست بدبختانه احمدی نژاد هست. صل علی محمد، باز هم احمدی نژاد کفشش را درآورد.
از امروز در اینجا زندگینامه تبلیغاتی نامزدهای انتخابات را می خوانید. من چون از این نامزدها پول گرفته ام قصد دارم تا با نوشتن زندگینامه تبلیغاتی برای آنها مردم را تشویق کنم که به آنها رای بدهند. اولین نامزدی که زندگینامه اش را می خوانید دکتر محمود احمدی نژاد است. در روزهای بعد زندگینامه دیگران را خواهید خواند
مردی از دل کویر

او از دل کویر برخاست، جایی که آفتاب در آن می درخشد و نور آفتاب انسان های بارور را از خود بیرون می دهد. نامش محمود بود. چون تازه به دنیا آمده بود و اسم مستعار پیدا نکرده بود، پدر و مادرش با همان اسم محمود صدایش می کردند. او وقتی به دنیا آمد پابرهنه بود و از همان زمان وقتی می دید فرزندان سرمایه داران و آقازاده ها با کفش به دنیا می آیند، رنج می کشید و شبها به کویر پناه می برد و با قلبی خونین برای پابرهنگان گریه می کرد. همگان وقتی محمود را می دیدند او را تحسین می کردند و می گفتند ماه دربیاد که چی بشه؟ خانواده اش همیشه فقیر بودند، مادرش می گفت: پسرم اگر نامزد شدی انصراف نده.

اونقه! اونقه! اونقه!

وی در گرمسار به دنیا آمد، در خانواده ای بسیار فقیر که حتی نان هم نداشتند بخورند. وقتی محمود به دنیا آمد مادرش در حالی که می گریست در گوشش گفت: تو باید برای فقرا و پابرهنگان زحمت بکشی و بعد از اینکه شهردار شدی، رئیس جمهور شوی. فرزندم! هرگز انصراف نده، چون باید رئیس جمهور شوی. محمود با چشمانی مظلوم به مادرش می نگریست و می گفت: اونقه! اونقه! اونقه! پدرش به مادر اصرار می کرد که این بچه شیر می خواهد، به او شیر بده. اما مادرش می گفت: نه، او دارد برای دفاع از عدالت فریاد می زند و برای فقرا و پابرهنگان گریه می کند.

 

حتما ادامه شو بخونین خیلی جالبه


ادامه مطلب


نوشته شده در شنبه 19 خرداد1386 ساعت 13 توسط شکارچی
[ ] | مطالب مرتبط ( از گوشه و کنار ) | لينک ثابت